انديشه اي زيبا
خواندني هاي لذت بخش
در دو چشمش گناه مي خنديد بر رخش نور ماه مي خنديد در گذرگاه آن لبان خموش شعله يي بي پناه مي خنديد شرمناك و پر از نيازي گنگ با نگاهي كه رنگ مستي داشت در دو چشمش نگاه كردم و گفت بايد از عشق حاصلي برداشت سايه يي روي سايه يي خم شد در نهانگاه رازپرور شب نفسي روي گونه يي لغزيد بوسه يي شعله زد ميان دو لب و بعد از رفتنت … شبی از پشت یک تنهایی نمنک و بارانی ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم عجاعب هفت گانه خسرو پرويز از«هفت گنج» یا عجایب بارگاه خسروپرویز بارها در منابع مختلف نامى به میان آمده است .«ساسانیان» اثر کریستین سن یکى از منابعى است که به این عجایب اشاره کرده است و از گنج گاو، دستمال نسوز، تاج یاقوتنشان، تخت طاقدیس، طلاى مشت افشار، گنج بادآورد و تخته نردی از یاقوت و زمرد به عنوان عجایب هفتگانه بارگاه پادشاه ساسانى نام برده است خسرو پرویز پادشاه ساسانی گنج گاو کشاورز مثل هر روز، «غباز» (خیش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حرکت کرد. به مزرعه که رسید توشه ظهر را زیر درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمین فرو کرد متوجه شیئى سخت شد. با دست شروع به کندن زمین کرد و ناگاه با ظرف قدیمى برخورد کرد. آن را بیرون آورد، ولى باورش نمى شد. ظرف پر از سکه بود. سکه را که نگاه کرد نام اسکندر روى آن حک شده بود. کشاورز براى نشان دادن حسن نیت خود نسبت به پادشاه خسروپرویز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بکنند و ظروف دیگر را از خاک بیرون بکشند. صد کوزه نقره و طلا که مهر اسکندر بر آن حک شده بود، از خاک بیرون آمد. خسرو پرویز، این گنجینه را که یکى از عجایب هفت گانه کاخش بود، گرفت و یکى از کوزه ها را به کشاورز داد. گنج را در جایى از کاخ مخفى کرد و آن را «گنج گاو»نامید. دستمال نسوز یکى دیگر از عجایب بارگاه خسروپرویز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست هاى خود را پاک مى کرد و چون کثیف و چرب مى شد آن را درون آتش مى انداخت تا آتش آن را تمیز کند، دستمال پاک مى شد ولى نمى سوخت. به احتمال قوى جنس این دستمال از پنبه کوهى بوده است تاج یاقوتنشان از دیگر عجایب کاخ او تاج خسرویى بود. تاج خسرو پرویز از مقدار زیادى طلا و مروارید ساخته شده بود. یاقوت هاى به کار رفته در تاج طورى مى درخشید که به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى کردند و یاقوت هایش همه جا را روشن مى کرد. زمردهایش چشم افعى را کور مى کرد. این تاج آنقدر سنگین بود که زنجیرهایى از طلا را از سقف آویزان کرده بودند و تاج را بر این زنجیرهاى طلا بسته بودند، طورى که تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگیرد سنگینى تاج را احساس نکند تخت طاقدیس یکى دیگر از عجایب بارگاه خسرو تخت طاقدیس اوست. شکل این تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هایش از نقره و طلا بود. سقف این تخت از زر و لاجورد بود. صور فلکی، کواکب، بروج سماوی، هفت اقلیم، صورتهاى پادشاهان، مجالس بزم و شکار، بر این سقف، حک شده بود. روى آن وسیله اى براى تعیین ساعت روز نصب شده بود. چهار یاقوت، هر یک به تناسب یکى از فصول سال دیده مى شد. بر بالاى آن وسیله اى بود که قطراتى مانند قطرات باران را فرو مى ریخت و صدایى رعدآسا به گوش مى رسید طلاى مشت افشار شطرنج و تخته نردی از یاقوت و زمرد آورده اند كه در میان شگفتی های خسرو پرویز ساسانی به شطرنجی اشاره شده است كه مهره هایش از یاقوت و زمرد بوده و از تخته نردی سخن رانده می شود كه از مرجان و فیروزه بوده است سه چیز در زندگی هست که وقتی رفت.. دیگر قابل بازگشت نیست سخن...موقعیت...زمان سه چیز در زندگی هست که باعث میشه تو شخص بزرگی بشی سختکوشی..صداقت...موفقیت سه چیز در زندگی هست که شخصیت انسان را از بین میبرد حرص...غرور..خشم سه چیز در زندگی هست که هیچ زمان نباید از دست داد آرامش...امید...شرافت سه چیز در زندگی هست که همیشگی و قطعی نیست رویاهای انسان...موفقیت ...شانس The Beauty of Life does not depend on how happy you are … !!! زیبایی زندگی به این نیست که چقدر شاد هستی ..بلکه به این است که دیگران چقدر از بودن تو شاد هستند بنابر این Keep your thoughts positive Because your thoughts become your words. افکارت رو مثبت نگه دار زیرا افکارت هستند که جملاتت رو میسازند Because your words become your actions. جملاتت رو مثبت نگه دار زیرا جملاتت هستند که اعمالت را میسازند Because your actions become your habits. اعمالت را مثبت نگه دار زیرا اعمالت هستند که عاداتت را میسازند عاداتت را مثبت نگه دار زیرا عاداتت , شیوه ی زندگیت را میسازد شیوه ی زندگیت را مثبت نگاه دار ..زیرا شیوه ی زندگیت سرنوشتت را میسازد دنیا بیستون است اما فرهاد ندارد، و آن تیشه هزار سال است که در شکاف کوه افتاده است دیگر کسی نقشی بر این سینه سخت و ستبر نمی زند. دنیا بیستون است و روی هر ستون ، عفریت فرهاد کش نشسته است.هر روز پایین می آید و در گوش ات نجوا می کند که شیرین دوستت ندارد. و جهان تلخ می شود زیرا که تا عشق هست ، شیرین هست و گرنه هیچ کس باور نمی کند که این بیستون فرهادی داشت سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت. وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست. روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست !پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد... چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند، تصمیمات خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))
I'm Standing on a bridge
در روي پلي ايستاده ام
I'm waitin in the dark
در تاريکي انتظار مي کشم
I thought that you'd be here by now
فکر مي کردم که تا الان اينجا خواهي بود
Theres nothing but the rain
چيزي به جز باران نيست
No footsteps on the ground
جاي پايي روي زمين نيست
I'm listening but theres no sound
گوش مي دهم ولي هيچ صدايي نيست
Isn't anyone tryin to find me?
هيچکس سعي نمي کند مراپيدا کند
Won't somebody come take me home
کسي نخواهد بود که بيايد و مرا به خانه ببرد
It's a damn cold night
شب بسيار سرديست
Trying to figure out this life
سعي مي کنم که اين زندگي را بسنجم
Wont you take me by the hand
نمي خواهي که مرا با دستانت ببري؟
take me somewhere new
مرا به جايي جديد ببري
I dont know who you are
نمي دانم چه کسي هستي..........
but I... I'm with you
اما من....من با تو هستم
I'm with you
من با تو هستم
im looking for a place
دنباله يک جايي ميگردم
searching for a face
درپي چهره اي مي گردم
is anybody here i know
ايا کسي اينجا هست که من بشناسم؟
cause nothings going right
چون هيچ چيزبه صورته درست پيش نمي رود
and everythigns a mess
و همه چيزاشفته است...
and no one likes to be alone
و هيچ کس دوست ندارد که تنها باشد
Isn't anyone tryin to find me?
کسي نيست که سعي کند من راپيدا کند...؟
Won't somebody come take me home
کسي نخواهد بود که بيايد و مرا به خانه ببرد
It's a damn cold night
شب بسيار سرديست
Trying to figure out this life
سعي مي کنم که اين زندگي را بسنجم
Wont you take me by the hand
نمي خواهي که مرا با دستانت ببري؟
take me somewhere new
مرا به جايي جديد ببري
I dont know who you are
نمي دانم چه کسي هستي..........
but I... I'm with you
اما من....من با تو هستم
I'm with you
من با تو هستم
oh why is everything so confusing
اوه...چرا همه چيز اشفته است؟
maybe I'm just out of my mind
شايد ديوانه شده ام.....
yea yea yea
بله.بله.بله.....
It's a damn cold night
شب بسيار سرديست
Trying to figure out this life
سعي مي کنم که اين زندگي را بسنجم
Wont you take me by the hand
نمي خواهي که مرا با دستانت ببري؟
take me somewhere new
مرا به جايي جديد ببري
I dont know who you are
نمي دانم چه کسي هستي..........
but I... I'm with you
اما من....من با تو هستم
I'm with you
من با تو هستم
I'm with you
من با تو هستم
Take me by the hand
مرا با دستانت ببر
take me somewhere new
مرا به جايي جديد ببر
I dont know who you are
نمیدانم تو چه کسی هستی
but I... I'm with you
اما من .... من با تو هستم
I'm with you
من با تو هستم
Take me by the hand
مرا با دستانت ببر
take me somewhere new
مرا به جايي جديد ببر
I dont know who you are
نمي دانم چه کسي هستي..........
but I... I'm with you
اما من....من با تو هستم
I'm with you
من با تو هستم
I'm with you
قبل از جواب دادن فكر كن
هیچكس را تمسخر مكن
نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
خود برای خود، زن انتخاب كن
به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
تا حدی كه میتوانی، از مال خود داد و دهش نما
كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
از هركس و هرچیز مطمئن مباش
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
راستگو باش تا استقامت داشته باشی
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
هرگز ترشرو و بدخو مباش
در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند
اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده
دورو و سخن چین مباشانجمن نزدیك دروغگو منشین
چالاك باش تا هوشیار باشی
سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد
مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمیماند
هیچ شیرینی نبود
جز زمانی که تو حلق آویز
عشوه های من بودی
و انگار های من در تو دوباره آغاز میشد
هیچ شیرینی نبود
جز زمانی که
تو در خط تن آواز های من خم میشدی
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرتطلبي و ديگر شرارتها بود.
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر ميرسيد، بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.
كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟
شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگيست
آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟
شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيلة من است. هرگاه ساير ابزارم بياثر ميشوند، فقط با اين وسيله ميتوانم در قلب انسانها رخنه كنم و كاري را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و اندوه وا دارم، ميتوانم با او هر آنچه ميخواهم بكنم..
من اين وسيله را در مورد تمامي انسانها به كار بردهام. به همين دليل اين قدر كهنه است
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس ازیک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی
دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را بروی اشکی از جنس غروب سکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمی دانم که چرا رفتی
نمی دانم چرا شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
دانم کجا تا کی برای چه
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید
و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خکستری گم شد
و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت
تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور نخواهی برد
هنوز آشفته چشمان زیبای توام
برگرد ....

خسروپرویز قطعه طلایى اعجاب انگیز داشت که به طلاى مشت فشار یا مشت افشار معروف بود . این قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. این قطعه زر به هر شکلى حالت مى گرفت.این قطعه طلا را از معدنى در تبت براى خسرو استخراج کرده بودندو200 مثقال وزن داشت
But how happy others can be…Because of You
Keep your words positive
Keep your actions positive,
Keep your habits positive,
because your habits become your lifestyle.
Keep your lifestyle positive,
because your lifestyle becomes your destiny
مردم می آیند و می روند اما کسی سراغ آن تیشه را نمی گیرد.
تو اما باور نکن
عشق اما گاهی سخت می شود ، آنقدر سخت که تنها تیشه از پس آن بر می آید
روی این بیستون ناساز و ناهموار گاهی تنها با تیشه می توان ردی از عشق گذاشت ،
زماني كه مردم پادشاه خوش سيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست!!! آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند، اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد : چگونه ميتوانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد !!! به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد. پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگيم نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟!!وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نميافتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب ميكردند،
بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود!!! ايمان قوي داشته باشيد و بدانيد هر چه رخ ميدهد خواست خداوند است
| Design By : Night Skin |


